X
تبلیغات
دیدگاه

دیدگاه

راه ساده برای بررسی و تحلیل موضوعات سیاسی کشور

دنیا با به وجود آمدن جهان فن آوری (تکنالوژی) و آموزش های نوین دیگر گون شده است و همه کشور های دنیا در صدد جستجو و دریافت شیوه های نوین حکومتداری هستند و وارد نظام های متمدن و غیر قبیله ای بربنیاد شایسته سالاری شده اند. اما متاسفانه متاسفانه افغانستان از سال 1160 خورشیدی به اینسو شاهد شیوه های نظام قبیله ای بوده و قدرتمندان حاکم در افغانستان کوشیده اند برای تحکیم پایه های قدرت خود به نحوی از همین نظام پیروی کنند که رییس جمهور کرزی نیز پیرو این نظام است.

برای اثبات این موضوع نخست به مفهوم و پیشینه ای تاریخی گردهمایی بزرگ (لویه جرگه) باید پرداخت.

لویه جرگه مرکب از دو واژه "لویه" و "جرگه" است. لویه واژه ای پشتو و به معنای بزرگ است و جرگه واژه ای ترکی- فارسی به معنای نشست، گردهمایی آمده است. لویه جرگه یکی از سنت های نظام قبیله ای دانسته می شود و برای حل منازعات کلان سیاسی و اجتماعی با حضور بزرگان اقوام و سران قبایل برگزار می شود. لویه جرگه (گردهمایی بزرگ) برای نخستین بار در سال ۱۱۲۶ خورشیدی (اکتبر ۱۷۴۷ میلادی) در ولایت کندهار در قلعه نظامی نادرآباد با حضور سران اقوام غلزایی، پوپلزایی، نورزایی، سدوزایی و دیگران، احمدشاه ابدالی از قوم سدوزایی به عنوان پادشاه برگزیده شد.

این لویه جرگه (گردهمایی بزرگ) خود جوش سران اقوام ولایت کندهار آغاز گر نظام قبیله ای در افغانستان شد. امروزه لویه جرگه (گردهمایی بزرگ) در تاریخ معاصر افغانستان از یک سنت قبیله ای به یک سنت سیاسی تبدیل شده و زمامداران این کشور از آن برای تحکیم پایه های قدرت خود استفاده کرده اند و می کنند که حکومت حامد کرزی نیز تداوم آن دانسته می شود.

هرچند در زمان حاکمیت رییس جمهور کرزی مجلس نماینده گان و مجلس سنا به عنوان دو نهاد قانون گزای و حل موضوعات بزرگ سیاسی و اجتماعی بوجود آمد، اما حاکمیت رییس جمهور کرزی به عنوان دوام نظام قبیله ای در کشور در تاریخ افغانستان به ثبت خواهد رسید. چون برگزاری این چنین جرگه ها در نظام های دارای شورای ملی (مجلس نماینده گان و مجلس سنا) قطعا یک کار غیر قانونی و خلاف نظام است.

لویه جرگه ( گردهمایی بزرگ) در نظام های قبیله ای به دلیل عدم موجودیت شورای ملی، بخاطر سهیم ساختن مردم در موضوعات ملی صورت می گیرد که با به وجود آمدن شورای ملی اهمیت خود را از دست می دهد و همان نقش لویه جرگه را شورای ملی بازی می کند.

 این نخستین بار نیست که یک کار غیر قانونی از سوی رییس جمهور کرزی صورت می گیرد، در موارد مختلف قانون اساسی کشور توسط خود رییس جمهور نقض شده است. اما این بار رییس جمهور کرزی با برگزاری لویه جرگه می کوشد بار مسوولیت تاریخی امضای پیمان امنیتی با ایالات متحده ی امریکا را به روی شانه مردم افغانستان بگذارد. اما تاریخ گواه است و در این مورد این چنین قضاوت نخواهد کرد. راه که رییس جمهور کرزی در پیش گرفته است به ترکستان است.


نوشته شده در دوشنبه 6 آبان1392ساعت توسط احمد حارث جمالزاده| |

تعدد نامزدان، تلاش برای بن بست بردن انتخابات

نویسنده: احمد حارث "جمالزاده"

روند نام نویسی نامزدان ریاست جمهوری افغانستان شام روز یکشنبه به پایان رسید و بیش از 20 تن خود را نامزد کرسی ریاست جمهوری ساختند، با آغاز کمپاین های انتخاباتی نامزدان ریاست جمهوری تلاش های ارگ نشینان هم برای به چالش کشیدن روند انتخابات بیشتر از پیش تقویت می گیرد.

هرچند انتخابات یک روند مردمی و بخشی از نظام دیموکراتیک است که مردم در روند سیاسی کشور سهم می گیرند. اما متاسفانه در افغانستان نظام حاکم و حامیان نظام در تلاش مدیریت روند انتخابات هستند تا این روند را به بن بست روبرو بسازند.

تلاش ها برای به بن بست کشاندن روند انتخابات ریاست جمهوری، برای نخستین بار با طرح موضوع " اجماع ملی"، از سوی رییس جمهور کرزی آغاز شد. رییس جمهور کرزی به روز پنجشنبه 9 ماه جوزا 1392، در چهارمین نشست نماینده گان شوراهای انکشافی در خیمه لوی جرگه در کابل، روی اجماع ملی تاکید کرد و گفت که تلاش صورت گیرد تا دو یا سه نامزد وارد کارزار انتخاباتی شوند.پس از آن، گفته های آقای کرزی با واکنش های شدید شماری از احزاب سیاسی مخالف دولت، روبر شد، اما بعدا شماری زیادی از احزاب و جریان های سیاسی مخالف دولت مصروف نشست های در این مورد شدند و کوشیدند که چند نامزد محدود در انتخابات ریاست جمهوری آینده وارد کارزار انتخاباتی ریاست جمهوری شود. در ادامه این اقدام برخی از احزاب سیاسی دور هم آمدند و یک ایتلاف انتخاباتی را به همین منظور ایجاد کردند.نخستین ایتلاف انتخاباتی، در ماه سنبله 1392، زیر نام ائتلاف انتخاباتی افغانستان به اشتراک احزاب ایتلاف ملی، جنبش ملی، وحدت اسلامی، روند سبز، جمعیت اسلامی، عدالت و توسعه، اقتدار ملی و چند حزب دیگر اعلام موجودیت کرد و در رقابت انتخابات ریاست جمهوری سال آینده، تغیر نظام سیاسی را از اهداف اساسی خویش خواندند.اما زمانی کوتاه نگذشته بودکه این ایتلاف بنابرکژاندیشی سیاسی وتباری از هم پاشید و احزاب و جریان های سیاسی مخالف دولت که در این ایتلاف شامل بودند به صورت انفرادی وارد کار زارانتخاباتی شدند.به دور از تصور نیست که از هم پاشیدن این ایتلاف و وارد شدند اعضای آن بطور فردی در کارزار انتخاباتی ریاست جمهوری، خود تلاش سازمان یافته و طرح افراد نفوذی نظام موجود بوده است.

با نزدیک شدن روند انتخابات سال 1393، تلاش های تازه ای برای ایجاد ایتلاف های انتخاباتی دیگر جریان دارد که چندین ایتلاف تا اکنون اعلام موجودیت کرده اند :

1-   ایتلاف انتخاباتی "موج تحول"، در ماه میزان 1392، به رهبری فوزیه کوفی به هدف از بین بردن تبعیض‌های قومی، مذهبی، سیاسی و جنسیتی در کشور به وجود آمد.

2-   " ایتلاف کانگرس ملی افغانستان" به رهبری "محمد عیسی اسحاق زی"، در ماه میزان 1392، به هدف تامین منافع ملی و رعایت حقوق بشر عرض اندام کرد.

 

3-   "ائتلاف ملی جوانان روشن افغانستان"، (جمعه ۱۲ میزان 1392) به هدف رسیده گی به مشکلات جوانان و حضور فعال آنها درروند انتخابات ریاست جمهوری در کابل اعلان موجودیت کرد.

و پس از طرح موضوع اجماع ملی؛ رییس جمهور کرزی با حضور نماینده گان خارجی در کمیسیون مستقل انتخابات مخالفت کرد و آن را خلاف منافع ملی خواند، اگر این تلاش برای به چالش کشیدن روند انتخابات نیست چرادر زمان انتخابات ریاست جمهوری پیشین نماینده گان خارجی در کمیسیون مستقل انتخابات حضور داشتند؟ مگر در آن زمان قانون اساسی همین قانون نبود؟ مگر این افغانستان امروزی نبود که در مخالفت با منافع ملی قرار دارد؟.

 در نهایت دیده شد که رییس جمهور کرزی به این ساده گی داشته های ارگ ریاست جمهوری را رها کردنی نیست و تا آخرین لحظه برای حفظ کرسی ریاست جمهوری و داشته های این کرسی که همانا توان  و اراده ی حاکمیت بالای مردم افغانستان است، می رزمند و می کوشد به نفع تیم طرفدار اش تمام شود.

طرح موضوع افزایش نامزدان ریاست جمهوری نیز، یک برنامه ی وسیع و سازماندهی شده از ارگ نشینان است.

اگر نیست، ایتلاف انتخاباتی که به اشتراک احزاب متعدد در کابل تشکیل شد چرا از هم پاشید و افراد بصورت انفرادی وارد کارزار انتخاباتی شدند.

اگر این طرح ریاست جمهوری نیست، چرا؟ جنرال دوستم پیش از این که وارد کارزار انتخاباتی شود نخست با رییس جمهور کرزی دیدار می کند و سپس تصمیم خود را کا معاونیت یکی از نامزدان ریاست جمهوری است اعلام می کند.

اگر این دو موضوع روشن نمی سازد، اسماعیل خان وزیر انرژی و آب چرا پس از آنکه در نشست در منزل مارشال محمد قسیم فهیم از نامزدی داکتر عبدالله عبدالله حمایت کرد، وارد کارزار انتخاباتی شد.

با تلاش های زیاد برای جلوگیری از تعدد نامزدان ریاست جمهوری از سوی جریان های سیاسی، بیش از بیست تن خود را نامزد کرسی ریاست جمهوری سال 1393 کرده اند که این طرح تعدد نامزدان به هدف تقسیم رای و به چالش کشیدن روند انتخابات آینده ی ریاست جمهوری صورت گرفته است تا احزاب و جریان های سیاسی مخالف دولت در این انتخابات به پیروزی دست نه یابند.

در کنار تلاش های نظام حاکم و حامیان آن، چگونگی تشکیل تیم های نامزدان انتخاباتی ریاست جمهوری آینده نیز قابل باور کل مردم نخواهد بود، چون این تیم ها همه بر بنیاد حس قدرت طلبی؛ شایسته سالاری، اهلیت و توانایی فکریی را قربانی سمت و قوم کردند. تا اکنون هیچ تیمی بطور کل بر اساس شایسته‌گی وارد کار زار انتخاباتی نشده است. همه کسانی هستند که به عنوان رهبران میراثی در میان مردم این مرز و بوم عرض اندام کرده اند و از پشتیبانی اقلیت های قومی شان برخودار هستند.این گونه ترتیب های قومی و سمتی نه تنها در بن بست روند انتخابات نقش خواهد داشت، بل نظام قبیله‌ای در کشور را بار دیگر بنا می گزارد.

بناٌ تا زمانیکه محدودیت های قانونی برای حضور نامزدان ریاست جمهوری و دستیاران آنها در قانون انتخابات وضع نگردد، ترکیب تیم های نامزدان ریاست جمهوری در آینده ها نیز همین گونه خواهد بود.

و یگانه راه برون رفت از تلاش ها سازمان یافته ی به چالش کشیدن روند انتخابات، حضور گسترده ی مردم به خصوص جوانان آگاه به پای صندوق های رای است تا از یک نامزد که اگر به صورت کلی از منافع مردم دفاع کرده نمیتواند، بصورت نسبی هم میتواند حمایت کنند و برایش رای بدهند. در غیر این صورت انتخابات به چالش کشیده خواهد شد و تیم مورد نظر ارگ دوباره برنده خواهد بود.

نوشته شده در دوشنبه 15 مهر1392ساعت توسط احمد حارث جمالزاده| |

مسوولان، روزجهانی منع کار کودکان را نیز ازیاد برده اند

نويسنده: احمد حارث جمالزاده

www.shamalpress.com

22 جوزا 1390

از روز جهانی منع کار کودکان در کشورهای جهان در حالی تجلیل به عمل می آید که شماری زیادی از کودکان در افغانستان هنوز هم مصروف کار به ویژه کارهای شاقه در ولایات مختلف کشور هستند و به منظور بدست آوردن اعاشه خود و فامیل خود این مسیر دشوار را بدور از شرایط آموزش و پرورش پشت سر می گذارند.

 

طی چند سال گذشته بعد از سقوط طالبان، دولتمردان کشور و مسوولان زیربط نیز در زمینه تسهیلات زندگی کودکان توجه چندان نکرده و اقدام لازمی صورت نگرفته است که جای نداشتن روز جهانی منع کارکودکان در تقویم کشور از جمله ی عدم توجه قدرتمندان را به نمایش می گذارد.

 

بیش از سی سال جنگ ، نا آرامی، فقر، نابسامانی و بحران توانسته زیر بناهای اجتماعی، اقتصادی، سیاسی و حقوقی کشور را تغییر دهد وکودکان کشور ما نیز از این ناملایمت ها آسیب شدیدی را متحمل شده اند و از امتیازات حقوقی خود بدور مانده اند.

 

از سوی دیگر، کودکان نخستین قربانیان جنگ و نابسامانی بشمار می روند و این همه ناملایمت ها باعث فقر خانواده ها و بی سرپرستی آنها شده است و تعداد زیادی این کودکان بیچاره را یتیم ساخته است و تتدادی زیادی را هم از کشور متواری نموده است.

 

کودکان معصوم و فقیر که به عنوان قربانیان جنگ در کشور ما باقی مانده اند به منظور زنده ماندن و تداوم حیات خود و فامیل بی سرپرست خود نیار به نان دارد و مجبور می شوند که دست از آموزش بردارند و به هدف بدست اوردن نان دست به کارهای شاقه بزنند.

 

هر چند تا حال آماری دقیقی از ارقام کودکان شامل کار در کشور وجود ندارد، اما بر اساس آخرین آماری که صندوق کودکان ملل متحد،(یونیسف) در سال ۲۰۰۹ میلادی از وضعیت کودکان افغانستان منتشر ساخته است، دستکم ۳۰ درصد از کودکان میان 5 تا ۱۴ سال در کشور مصروف کار می باشند.

 

بر اساس آمار صندوق کودکان ملل متحد (یونیسف) از هر چهار کودک افغان در گروه سنی ۷ تا ۱۴ سال دو کودک مجبور به کار هستند.همچنان گفته شده است که این آمار تنها بر اساس مناطقی به نشر رسیده است که امکان انجام تحقیقات در آن وجود داشته است .

 

اکنون نیز تعدادی زیادی از کودکان در شهرهای جداگانه کشور به ویژه پایتخت کشور کابل مصروف کارهای شاقه هستند که تا اکنون دولت مردان کشور ما نتوانسته اند در این زمینه اقدام ملموسی را انجام دهند.

 

نانفروشی، پالش بوت، موتر شویی، حمالی، دست فروشی، سپندی وحتی گدایی این همه کارهایی هستند که اطفال در کشور ما مصروف هستند و روزانه حد اکثر می توانند پنجاه تا صد افغانی برای خانواده خویش نان آور باشند.

 

همچنان در بعضی موارد این کودکان بیچاره و معصوم قربانی اهداف شوم تروریسان و دهشت افگنان ملی و بین المللی می شوند که ما شاهد چندین مورد در کشور بودیم که تعدادی از کودکان به جرم حملات انتحاری بازداشت شدند و مورد سوء استفاده قرار گرفته بودند.

 

افعال ناپسند در مناطق مختلف کشور ما نیز زمینه ساز آفت های اجتماعی و اخلاقی برای کودکان بوده است که مردم شاهد این جنایت ها بوده اند که از این کودکان سوء استفاده جنسی صورت گرفته است.

 

البته باید یاد آور شد که در مناطق مختلف کشورنظر به روستا ها و شهرها شیوه بهره برداری از کودکان در کشور فرق می کند. بدبختانه و با تاسف فراوان که در شماری از ولایات شمالی و جنوبی ما باز هم کودکان قربانی غرایز شوم افراد می شوند و درمحافل وخوشگذرانی ها ازآنها استفاده سوء می کنند.

 

این همه مواردی هستند که باعث تباهی و بی سرنوشتی کودکان مظلوم کشور ما شده است  و این کودکان با وجود اینکه از آموزش و پرورش دور مانده اند، نمیتوانند نان آور خانواده خود باشند و در آینده نیز بار دوش جامعه خواهند بود.

 

 بر دولت و دولت مردان کشور و نهاد های قانون گذاری ضروری پنداشته می شود تا به منظور رفع احتیاجات کودکان فقیر وبی سرپرست مقررات وقوانینی را وضع کنند.

 

راه دیگری که می تواند این کودکان را از بی سرنوشتی و بار دوشی در جامعه نجات بخشد ایجاد زمینه های آموزشی ویژه است که با ایجاد آن  میتوان از میزان بلند سوء استفاده ها از کودکان جلوگیری کرد.

نوشته شده در یکشنبه 22 خرداد1390ساعت توسط احمد حارث جمالزاده| |

فاجعه ی دیگر، پس از رویداد مزارشریف در شمال کشور

بیش از یکصد کشته و زخمی درتظاهرات تخار

شمال پرس

www.shamalpress.com

در یکی از شهرهای شمالی بی در و دروازه کشور عزیز ما افغانستان ، تالقان مرکز ولایت تخار، نیروهای خود مختار و خود اختیار که خود را همکار مردم رنجدیده کشور می دانند سه شنبه شب عملیات هوایی  را در ساحه ی گاومالی شهر تالقان ولایت تخار انجاد دادند که در پی این عملیات چهار تن مشمول دو بانو کشته شدند.

صبح چهار شنبه مردم این روستا به منظور تقبیح اعمال جنايت كارانه نيروهاي خارجي دست به راهپيمايي خشونت بار زدند و بر اساس گزارشهاي رسيده از تخار معترضين به دفتر مقام ولايت ، فرماندهي و دفتر پي آر تي ولايت تخار حمله كردند.براساس اطلاعات رسيده از تالقان در پي اين اعتراضات خشونت آميز پانزده تن كشته و بيش از نود تن زخمي شده اند.

 

روز چهارشنبه مقامات اين ولايت وقوع عمليات توسط چرخبالهاي نيروهاي ناتو را تاييد نموده از تلفات ناشی از تظاهرات نيز خبردادند.

همزمان با آغاز اعتراضات در اين ولايت ناتو طي يك اعلاميه مطبوعاتي جزييات عمليات شبانه خود درساحه ی گاومالي شهر تالقان را به نشر رسانيدند كه در اين اعلاميه گفته شده است : هدف اين عمليات، فردي بود كه با گروه تحريك اسلامي ازبكستان همكاري داشت و برنامه هاي عملياتي اين گروه را در ولايت تخار به اجرا مي گذاشت. نيروهاي امنيتي در حال جستجوي فرد مورد نظر بودند كه يك زن مسلح، سلاح خود را به سوي نيروهاي امنيتي نشانه رفت، اما خود هدف تير اندازي قرار گرفت.

به دنبال آن يك مرد مسلح كه به هشدار هاي نيروهاي امنيتي بي توجهي كرده بود كشته شد و يك زن مسلح ديگر كه اوهم در صدد تيراندازي به نيروهاي امنيتي بود به ضرب گلوله نظاميان از پاي در آمد.

در همین حال عبدالجبار تقوا والی تخار نیز عملیات خود سرانه نیروهای ناتو را تایید کرده گفته است که در این عملیات یک زن دو مرد و یک دختر کشته شده اند. به گفته والی تخار پس از حمله بالای خانۀ یاد شده اجساد سه تن در محل باقی مانده، اما جسد یکتن که گفته می شود مهمان بود، از محل ناپدید شده است. به گفته وی تحقیقات در این زمینه جریان دارد.

رياست جمهوري كشور طي اعلاميه ي عمليات نيروهاي ناتو را خود سرانه خوانده خاستار توضيح از اين نيروها شده است و همچنان از مردم اين ولايت خواسته است تا آرامش و خونسردي خود را حفظ كنند.

مردم اين ولايت از صبح روز چهار شنبه دست به اعتراضهای خشونت بار زدند که در این تظاهرات افزون بر گشته شدن دوازده تن و زخمی شدن بیش از نود تن، خسارات هنگفت مالی به تعدادی ازساختمانهای دولتی و دکان ها به بار اورده است .

بدون شک اینگونه اعتراضات زمینه را برای افراد فرصت طلب مخالف دولت و افراد دیگری که در پی اهداف سیاسی و سمتی خویش هستند فراهم میسازد وآنان به سادگی از احساسات پاک مردم برای رسیدن به مقاصد شان سود می برند، آنگونه که پیش ازاین ازاحساسات پاک مردم بلخ سوء استفاده شد.

درهمین حال،  فرمانده امنیه تخار نیز در گفتگو با رسانه های داخلی دست داشتن افراد طرفدار به شبکه ی القاعده وگروه طالبان را درتظاهرات تالقان رد نه کرده است.

حال سوال اینجاست که چرا نیروهای ناتو بارها بدون هماهنگی نیروهای افغان و حکومت افغانستان عملیات خودسرانه را در کشور انجام می دهند.

آیا این موضوع مسوولیت نیروهای افغان پنداشته نمی شود که با آنها مشوره صورت گیرد و یا آنها در جریان گذاشته شوند؟ به هرحال، این اولین بار نیست که نیروهای ناتو دست به چنین اقدامی می زنند.

هرچند نیروهای ناتو طی اعلامیه ی بیان داشته اند که این عملیات در هماهنگی با نیروهای امنیتی افغان صورت گرفته است، ولی مقامات ولایت تخار و دفتر ریاست جمهوری این عملیات را خود سرانه می خوانند و به شدت تقبح می کنند.

حال اگر خود سرانه است پس چرا عاملان آن به دادگاه کشانده نمی شوند؟

به جاست که گفته اند (چیزی آسیاب کند است و چیزی هم گندم تر) این گفته های مقامات محلی تخار و نیروهای ناتو بصورت آشکار می رساند، در منزل که نیروهای ناتو عملیات داشتند شک بر موجودیت نیروهای القاعده بوده چون اگر نمی بود چرا یک جسد از میان کشته های این عملیات نا پدید شده است و چی اهداف در قبال پنهان کاری این جسد وجود داشته است.

اگر واقعیت داشته باشد که یک جسد از میان اجساد کشته شدگان این عملیات نا پدید شده باشد که والی ولایت تخار هم این موضوع تایید کرده است  جسد فردی که گفته می شود در این منزل مهمان بوده نا پدید است.پس ناپدید شدن این جسد به اعلامیه نیروهای ناتو مهر تایید می گذارد که وی از گروههای تحریک اسلامی ازبکستان بوده باشد.

اين تظاهرات در حالي صورت مي گيرد كه چندي قبل جنبش اسلامي افغانستان به رهبري جنرال دوستم نشست عمومي و سراسري جنبش را در اين ولايت راه اندازي كرد بود و تعدادي از اعضاي اين جنبش با انتقاد شديدي از حكومت خواهان تظاهرات گسترده به منظور بدست اوردن امتيازات شان از حكومت حامد كرزي شده بودند.

پس بدون از امكان نيست كه اين افراد از اين فرصت و از احساسات مردم استفاده كرده و به منظور بدست آوردن خواستهاي شان دست به خشونت زده و اين راهپيمايي مردم را به خشونت كشيده باشند.

در راه اندازی اعتراضات مردم تخار دور از تصور نیست که دست های پشت پرده وجود داشته  و از احساسات مردم سوء استفاده شده است. و گرنه یک راهپیمایی مسالمت آمیزبا صدورقطعنامه چند ماده ای  موثرتر از این حالت بود و نیاز به کشتار افراد بی گناه دیگر به دست خود مان و فراهم آوری زمینه تخریب ساختمانهای دولتی و ملکیت های مردم فقیر این ولایت دیده نمی شد.

نوشته شده در یکشنبه 22 خرداد1390ساعت توسط احمد حارث جمالزاده| |


من از ميان موج خروشان، كه طوفان خشماگين، ملت خفته در گرداب بدبختي را هر لحظه مي لرزاند تا مسير متحرك زمان را همكاروان باشند با شما ساحل نشسته هاي شيك پوش و مدرن شده دوستان جرمن تان كه زير خط آنها " لقب متقلب افغان را پيوسته ايد" حرف مي زنم.

 

حرف ما حرف ملتي است كه بسيار بسيار چه از لحاظ كمي و چه از لحاظ موقف و موقعيت و خصوصيات كيفي اجتماعي از شما دور افتاده اند و شما با قلقله هاي تفرقه افگنانه، وحدت شكني در جهت تحقق اهداف پلان شده ديگران از وحدت حتمي آنها كاسته تضاد مطلق شان مي كوشيد،بعضي از دوستان و قلم بدستاني را در مي يابم كه در اين نشريه خارجي شده هاي افغان در مورد قضاياي كشور و انعكاسات مصدومين در مطبوعات جهان نوشته هاي از طريق اين نشريه داشته اند، چنين مي انگارند كه هنوز وضع سياسي –اجتماعي كشور محصور شده ما زير اهتزاز پرچم سرخ برادران خلقي و سفيد و سبز برادران جهادي آنها قرار داشته مي شود مسايل براي گفتن را از زير چتر نشريه هاي با نام و نشان به عاريت گرفته شده خارجي ها كه برادران شايد آنرا نفهمند بگوش برادران شان در جوار آپارتمانها و محافل كشوري برسانند، حالا كه دست اندركاران اين نشريه بدون توجه به غرور ملي و تحكيم مناسبات سالم ميان انسانهاي دربند به دور از تمام گرايشات منفي و تعلقات سليقه اي به ندافي جملات و كلمات پرداخته به تحليل و تجزيه كلمات و توجيه ناقص زباني عمل مي كنند يكبار از خود شروع كنند كه چرا زير چتر "افغان جرمن آنلاين" حرف مي زنند؟

اين اصطلاح چه واژه خواهد بود كه گردانندگان افغان هاي جرمن شده يا جرمن هاي افغان شده با چه آبروي دعواي افغان بودن مي نمايند.

 

در شرايط امروزي كه كشور نياز مبرم به همبستگي و يك پارچه گي دارد ، تعدادي از سايت هاي انترنيتي خارجي، چون افغان جرمن آنلاين به وسيله تفرقه افگني ميان اقوام و مليت هاي عزيز و نجيب ما شده است من خواستم گفته هاي سايت محترم افغان جرمن را خدمت شما بيان دارم تا همه گان بدانند كه اهداف اين سايت چيست و شعارهاي  اين سايت تا چه حد واقعيت دارد. من به تاريخ 28-9-2010 به عنوان يك خبرنگار افغان به حمايت از خبرنگاران بيچاره ي افغان كه كشته شده بودند و تعدادي هم در زندان بودند مطلب را زير عنوان ( آزادي بيان و مطبوعات در افغانستان به مرگ خبرنگاران مي انجامد) نوشتم. و براي نشر در انترنيت به اين سايت فرستادم مدت دو روز شد كه مطلب نشر نشده من براي آنها ايميل كردم كه مطلب بنده چه اشكال داشتم ؟ در جواب برايم دوباره نوشتند كه شما در اين مطلب واژه هاي ايراني را به كار برده بوديد كه اين بار نشر كرديم ديگر اگر واژه هاي ايراني داشت نشر نمي كنيم.

 

گرداننده هاي محترم...

مطلب زير عنوان :- ( آزادي بيان و مطبوعات در افغانستان به مرگ خبرنگاران مي انجامد) مورخ 28-9-2010 ندافي هاي شما را به شما حواله مي كنم.

خيلي تعجب مي كنم. شما چرا به انسان و ارزش هاي او در كار و زحمت كشي اش ارج نمي گذاريد كه  زبانش خود را مي چسپانيد كه چرا ايراني نوشته مي كني؟، مگر انسانيكه در ايران زير ساطور استبداد جان مي دهد به عنوان انسان حق ندارد همزبان خود را به جنايات كه در محيط او وجود دارد آگاه سازد؟

همينگونه پاكستاني كه اجيراا واسكت انتهاري مي پوشد و در كشتار همنوع خود بصورت غير ارادي خود را مي كشد ديگرانش حق ندارند از سياست تحميق و تطميع حرف داشته باشند؟ مگر بيان واقعيت هاي محسوس اجتماعي توسط مشت از انسانهاي عريان و گرسنه و توضيح گرگهاي انسان نما فقط به زبانهاي پذيرفته شده شماست؟

برادران هموطن ، تمام مردم زحمت كش ما مردمان اصيل با غرور و داراي سنن پر افتخار پدران نام آور خويش اند بگذاريد در حفظ ارزش هاي معنوي شان بخاطر تحكيم اخوت و حقوق شهروندي همديگر را دوست بدارند و در غم و شادي هم شريك باشند تفرقه افگني خصوصيت انساني نيست.

نوشته شده در یکشنبه 18 اردیبهشت1390ساعت توسط احمد حارث جمالزاده| |

Design By : Night Melody